اشارات و تنبیهات

یادداشت های محمد جواد شریعت باقری

حقوقدان و سیاستمدار

فرق یک حقوقدان با یک سیاستمدار چیست؟

اصولا سیاستمدار همه چیز حتی آدم ها را «ابزار» می داند و می بیند ولی حقوقدان آدم ها را «بشر» حساب می کند نه ابزار  البته بشرط اینکه سیاستمدار نباشد. برای همین است که سیاستمدار بر «مدار» سیاست می چرخد ولی حقوقدان مثل نمکدان است که به جای نمک در آن  «حقوق» ریخته اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 14:55  توسط همان  | 

جرم سیاسی و ماجرای آن

۱- مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی:

«رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می‌کند».

بنابر این قانونگذار باید «تعریف جرم سیاسی» را معین کند. اما قانونگذار بیچاره چطوری باید تعریف جرم سیاسی را معین کند؟ آیا باید لیستی از جرمهای سیاسی بدهد؟ فقط یک تعریف خشک و خالی ارائه کند؟ برخی جرم های جدید تعریف کند؟ برخی جرم های قبلی را سیاسی کند؟.... تکلیف چیست؟

۲- برای پاسخ به سوال بالا باید فلسفه سیاسی دانستن برخی جرایم را فهمید. چرا قانونگذار اساسا قایل به جرایم سیاسی شده است؟

۳- قانون اساسی بلژیک که بعید نیست در پیش نویس اول مورد استفاده قانونگذار ما قرار گرفته باشد در اصل ۹۸گفته بود:

«همه موضوعات کیفری و همچنین جرایم سیاسی و مطبوعاتی با حضور هیات منصفه مورد رسیدگی قرار میگیرد».

(این اصل البته در بازنگری سال ۱۹۹۹ به اصل ۱۵۰ تبدیل شده و یک استتنا در مورد جرایم مطبوعاتی به آن داده شده است)

۴- جرم سیاسی در اندیشه حقوقدانان غرب به هر جرمی میگویند که دو شرط داشته باشد: یکی اینکه مرتکب در ارتکاب آن انگیزه شرافتمندانه داشته باشد و دوم اینکه جرم علیه حکومت و حاکمیت باشد. همین دو شرط هر جرم عمومی - به استثنای قتل - را تبدیل به جرم سیاسی میکند.

۵- سیاسی دانستن جرم موجب تخفیف مجازات مرتکب و برخی ارفاقات است مثل رسیدگی علنی و حضور هیات منصفه و منع استرداد به کشور دیگر و این هم اساسا بدلیل همان انگیزه خیرخواهانه است که فرض مسئله ماست.

۶- بنابر این جستجوی فهرستی از جرایم سیاسی درست نیست و راه به جایی نمیبرد.

۷- تعریف جرم سیاسی که قانونگذار اساسی مقرر کرده یک ماده بیشتر نیست:

مثلا:  «هرکس یکی از جرایم مقرر در قوانین را به انگیزه شرافتمندانه و  علیه حکومت و حاکمیت مرتکب شود مرتکب جرم سیاسی شده است.

تبصره -  ارتکاب قتل (و ... ) در هیچ شرایطی جرم سیاسی محسوب نمیشود. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 18:29  توسط همان  | 

التعامل فیما لا یجوز فیه التعامل لا یجوز

قاعده «لا یجوز» که  در یادداشت خرداد به آن اشاره شد وا قعا قاعده مهمی است و یکی از مصادیق آن همین مساله تعامل است.  تعامل در لغت جدید فارسی اداری به معنای «معامله کردن» است هرچند در نزد عرب زبانها به معنای همکاری است. قاعده لا یجوز به ما میگوید که معامله دو گونه است یا جایز است یا نیست و انجا که تعامل جایز نیست جایز نیست. فترقب.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 22:37  توسط همان  | 

علم قاضی و جهل قاضی

خوبست آقایان  این مناقشه را که قاضی میتواند به علم خود عمل کند یا نه کنار بگذارند و ...  پی طره ....نه.  پی  این را بگیرند که آیا قاضی میتواند به جهل خود عمل کند یا نه ؟ و اگر نکند چه کند و اگر عمل کرد چه میشود؟ ...................... 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 23:34  توسط همان  |